السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
630
تعليقات نقض ( فارسى )
آنچه فرمايند از اموال و رجال بموكب نصرت مآل ميفرستم سلطان اين سخنان را بسمع قبول نشنود و فوجى از سپاه را بتاخت حدود حلّه امر فرمود ، و عاقبت كار به جائى رسيد كه سلطان بنفس نفيس در هشتم رجب سنهء مذكوره از بغداد بصوب حلّه در حركت آمد و چون در كنار دجله منزل گزيد اكثر علما و لشكريان را از آب گذرانيده و صدقه در نوزدهم ماه مذكور در برابر سپاه آمده ثابت بن سلطان بن على بن مزيد از وى بگريخت نزد سلطان رفته در دامن او آويخت لا جرم جنود صدقه دل شكسته شدند و محاربه ناكرده روى بميدان فرار نهادند و صدقه بقتل رسيد و دبيس و سرخاب كه باعث التهاب آن نايرهء فتنه بودند گرفتار گشتند و سلطان محمّد بموجب « العفو عند الاقدار من علوّ الاقتدار » جرايم ايشان را بعفو و اغماض مقابل گردانيد و بلكه دبيس را منظور نظر مرحمت ساخته بمرتبهء آبا و اجدادش رسانيد . و در تحفة الملكيه مسطور است كه صدقه بصفت جود و حلم و نوازش افاضل موصوف بود و بمرتبهء عفّت داشت كه هرگز غير منكوحهء خود بغيرى نزديكى نكرده بود و بمصادرهء نوّاب و عمّال سركار خويش هرگز اقدام نفرمود و از غايت لطف طبع اشعار فصاحت شعار نظم مىآورد و مدّت حياتش پنجاه و نه سال بود و زمان اقبالش بيست و يكسال » . محدث قمى ( ره ) در تتمة المنتهى گفته ( ص 345 ) : « بقولى در سنهء 495 حلّه سيفيّه بنا شد چنانچه ابن خلّكان در احوال امير صدقة بن منصور مزيدى اسدى ملقّب بسيف الدوله تصريح كرده و از اين جهت معروف است بحلّه سيفيّه » . و در ذيل عبارت گفته : « سلسلهء جليلهء بنى اسد كه ايشان را مزيدى نيز خوانند و در عراق عرب امارت داشتند تمام شيعه بودهاند و از آن جمله سيف الدوله بانى حلّه است كه مردى حليم و كريم و عفيف و شجاع بوده و خانهء او در بغداد محلّ امان خائفان بوده » .